سفر ( شعری زیبا از احمد شاملو)

 

 

 

 

 

 

 

 

- که پنداری

 

در تنگه سنگی

 

جای خوش تر داشت -

 

به در یائی مرده درآمدیم

 

- با آسمان سربی ِ کوتاهش -

 

که موج و باد را

 

به سکونی جاودانه مسخ کرده بود.

 

و آفتابی رطوبت زده

 

 - که در فراخی ِ بی تصمیمی خویش

 

سر گردانی می کشید،

 

در تردید ِ میان فرو نشستن یا بر خاستن

 

به ولنگاری

یله بود-.

***

ما به سختی در هوای کندیده طاعونی ‍‍‍‍‎‏َدم می زدیم و

عرق ریزان

در تلاشی نو میدانه

پارو می کشیدم

بر پهنه خاموش ِ دریائی پوسیده

که سراسر

پوشیده ز اجسادی ست که چشمان ایشان

هنوز

از وحشت توفان بزرگ

بر گشاده است

و از آتش خشمی که به هر جنبنده

در نگاه ایشان است

نیزه های شکن شکن تندر

جستن می کند.

***

و تنگاب ها

و دریاها.

تنگاب ها

و دریاهای دیگر...

***

آنگاه به دریائی جوشان در آمدیم،

با گرداب های هول

وخرسنگ های تفته

که خیزاب ها

بر آن

می جوشید.

 

((-اینک دریای ابرهاست...

 

اگر عشق نیست

هرگز هیچ آدمیزاده را

تاب سفری اینچن

نیست!))

چنین گفتی

با لبانی که مدام

پنداری

نام گلی

تکرار می کنند.

 

و از آن هنگام که سفر را لنگر بر گرفتیم

اینک کلام تو بود از لبانی

که تکرار بهار و باغ است.

 

و کلام تو در جان من نشست

و من آ ن را

حرف

به حرف

باز گفتم.

کلماتی که عطر دهان تو را داشت.

 

و در آن دوزخ

- که آب گندیده

دود کنان

بر تابه های تفته ی سنگ

می سوخت ـ

رطوبت دهانت را

از هر یکان ِ حرف

چشیدم.

 

و تو به چربدستی

کشتی را

بر دریای دمه خیز ِ جوشان

می گذراندی.

و کشتی

با سنگینی سیــّالش

با غـّژا غـّژ ِ د گل های بلند

- که از بار غرور بادبان ها

پست می شد -

در گذار ِاز دیوارهای ِ پوک ِ پیچان

به کابوسی می مانست

که در تبی سنگین

می گذرد.

***

امـّا

چندان که روز بی آفتاب

به زردی نشست،

از پس تنگابی کوتاه

راه

به دریایی دیگر بردیم

که پاکی

گفتی

زنگیان

غم غربت را در کاسه مرجانی آن گریسته اند و

من اندوه ایشان را و

تو اندوه مرا

***

و مسجد من

در جزیره ئی ست

هم از این دریا.

اما کدامین جزیره، کدامین جزیره،نوح من ای ناخدای من؟

تو خود ایا جست و جوی جزیره را

از فراز کشتی

کبوتری پرواز می دهی؟

یا به گونه ای دیگر؟ به راهی دیگر؟

- که در این دریا بار

همه چیزی

به صداقت

از آب تا مهتاب گسترده است

و نقره کدر فلس ماهیان

در آب

ماهی دیگریست

در آسمانی

باژ گونه -.

***

در گستره خلوتی ابدی

در جزیره بکری فرود آمدیم.

گفتی

((- اینت سفر، که با مقصود فرجامید:

سختینه ئی ته سرانجامی خوش!))

و به سجده

من

پیشانی بر خاک نهادم.

***

خدای را

نا خدای من!

مسجد من کجاست؟

در کدامین دریا

کدامین جزیره؟-

آن جا که من از خویش برفتم تا در پای تو سجده کنم

و مذهبی عتیق را

- چونان مومیائی شده ئی از فراسوهای قرون -

به ورود گونه ئی

جان بخشم.

 

مسجد من کجاست؟

 

با دستهای عاشقت

آن جا

مرا

مزاری بنا کن!

/ 9 نظر / 103 بازدید
ایمان آرزه

سلام و درود ... از وبلاگِ زیباتون کوتاه دیدن کردم. با سلیقه اید، خسته نباشید. البته حتما بهتر از این هم میشید. اگر وقت داشتید خوشحال می شم به دست نوشته های بنده سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! تو نظرسنجی هم حتما شرکت کنید. سپاس ...

مجتبی ابراهیمی

سلام آقا میثم.به به دستت درد نکند.الحق کار خوبی کردی وبلاگ برای روستاتون ساختی.قالب تو دلی هم انتخاب کردیا(خوش سلیقه) موفق

عمار خدری

یوزر و پسوردت رو بفرست به ایمیلم .... khedri.ammar@gmail.com

حسین خدری

سلام میثم خان وبلاگ زیبایی داری ولی بیشتر باید چیزایی بنویسی که روستاتون(چاه پهن)رو به مردم معرفی کنه. با آرزوی موفقیت

عمار خدری

میثم یوزر و پسورد وبلاگت هنوز دستم نرسیده بفرستش به این آدرس khedriammar@gmail.com

غریب زاده

سلام آقای خدری طاعات و عبادات قبول درگاه حق من دبیر جغرافیا و تاریخ در بوشهر هستم می خواستم کمکم کنی در مورد مطالب تاریخی و جغرافیایی منطقه خودتون کمک کنی. امیدوارم این پیام من زود به شما برسد و مرا مطلع فرمایید. من در مورد مهاجرتهای قدیم مردم منطقه به شهر بوشهر دارم مقاله می نویسم؛ می خواستم خواهش کنم از قدیمیهای روستای چاه پهن و هدکان بپرسی ، زمان قدیم اشخاصی به نام های سید هاشم بزرگ، سید آمنه و سید لطیفه و میرزاحسن غریب و سایر افراد خانواده اشان را می شناسند فرزندان این بزرگواران نزدیک 100 سال پیش به بوشهر مهاجرت کرده اند؛ خواهشمند است که این کار را برای من انجام دهید. با سپاس فراوان.غریب زاده

غریب زاده

سلام آقای خدری طاعات و عبادات قبول درگاه حق من دبیر جغرافیا و تاریخ در بوشهر هستم می خواستم کمکم کنی در مورد مطالب تاریخی و جغرافیایی منطقه خودتون کمک کنی. امیدوارم این پیام من زود به شما برسد و مرا مطلع فرمایید. من در مورد مهاجرتهای قدیم مردم منطقه به شهر بوشهر دارم مقاله می نویسم؛ می خواستم خواهش کنم از قدیمیهای روستای چاه پهن و هدکان بپرسی ، زمان قدیم اشخاصی به نام های سید هاشم بزرگ، سید آمنه و سید لطیفه و میرزاحسن غریب و سایر افراد خانواده اشان را می شناسند فرزندان این بزرگواران نزدیک 100 سال پیش به بوشهر مهاجرت کرده اند؛ خواهشمند است که این کار را برای من انجام دهید. با سپاس فراوان.غریب زاده

غریب زاده

سلام آقای خدری طاعات و عبادات قبول درگاه حق من دبیر جغرافیا و تاریخ در بوشهر هستم می خواستم کمکم کنی در مورد مطالب تاریخی و جغرافیایی منطقه خودتون کمک کنی. امیدوارم این پیام من زود به شما برسد و مرا مطلع فرمایید. من در مورد مهاجرتهای قدیم مردم منطقه به شهر بوشهر دارم مقاله می نویسم؛ می خواستم خواهش کنم از قدیمیهای روستای چاه پهن و هدکان بپرسی ، زمان قدیم اشخاصی به نام های سید هاشم بزرگ، سید آمنه و سید لطیفه و میرزاحسن غریب و سایر افراد خانواده اشان را می شناسند فرزندان این بزرگواران نزدیک 100 سال پیش به بوشهر مهاجرت کرده اند؛ خواهشمند است که این کار را برای من انجام دهید. با سپاس فراوان.غریب زاده ghasem198198@yahoo.com

غریب زاده

سلام آقای خدری، خوبی سلامتی، طاعات و عبادات قبول پرس ما نمی کنی چند بار سر زدم بابا یه جوابی یه نگاهی یه اشاره ای کن، ممنون از لطفت، خودم اگه بیام هم ماه رمضان است و هوا واقعا گرم است و هم هزینه های رفت و آمد بالاست، یه زحمت بکش از قدیمیها بپرس، بابا کار اولاد پیغمبر را راه بنداز، خدا اجرت بده، یا حق ghasem198198@yahoo.com